تبليغاتX
گیلی - رحلت امام خمینی و تعیین رهبر جدید

سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت 20:54

بخش اول: حسینعلی منتظری، قائم مقام رهبری

 

"خبرگان جلسه اي تشكيل داده بودند و خودشان اين را پيشنهاد كرده بودند، گو يا آقاي هاشمي و آقاي خامنه اي و بعضي افراد ديگر كارگردان بوده اند، اين طور هم نبوده كه بيايند راي بدهند كه ما فلاني را انتخاب كرديم، ظاهرا چنين حقي هم نداشتند، چون خبرگان براي اين بوده كه در صورتي كه براي رهبر پيش آمدي بشود رهبر معين بكنند، به عنوان قائم مقام در قانون اساسي چيزي پيش بيني نشده بود، كار آنها هم به عنوان تعيين و نصب نبوده، آنها گفته بودند همان طور كه امام مورد توجه ملت بود و ملت به ايشان علاقه داشتند بعد از امام هم آن كس كه ما اطلاع داريم مورد توجه ملت است و ملت به او علاقه دارند فلاني است، بنابر اين عملا ايشان به عنوان رهبر آينده مشخص است، در واقع خبر داده بودند از اينكه ايشان همان محبو بيت امام را در ميان مردم دارند و مورد علاقه و تاييد مردم هستند، و مضمون مصو به و اطلاعيه مجلس خبرگان در اين مورد نيز همين بود، گفته بودند ايشان اين مزايا را دارند، و هر كس صحبتهايي كرده بود،از نظر علم،از نظر سياست و...; و بنا بوده كه اين تصميم مخفي باشد، من هم از اين جريان خبر نداشتم، اما امام جمعه قزوين آقاي باريك بين در نماز جمعه قزوين قضيه را فاش ميكند و بعد از ايشان آقاي هاشمي هم در نماز جمعه تهران مطرح ميكند; من واقعا با اين معنا مخالف بودم براي اينكه بايد ميگذاشتند كه اين مساله مسير طبيعي خود را طي ميكرد، گذشته از اينكه اين مطلب چه بسا توهين به امام تلقي ميشد و شايد هم باعث تحريك مراجع و بزرگان ميگرديد، و اين كار درستي نبود كه ما عده اي را تحريك كنيم و نسبت به ما مخالف شوند، همان گونه كه آقاي حاج سيد صادق روحاني دوروز در جلسه درسشان راجع به اين موضوع صحبت كرده بودند كه چرا مثلا خبرگان اين تصميم را گرفته اند، ديگران هم اگر اعتراضي نكردند در ذهنشان لابد چنين چيزهايي بوده است . در همين رابطه من در همان زمان كه زمزمه اين مسائل بود يعني در مورخه ‏1364/6/30 نامه اي به آيت الله مشكيني كه رئيس مجلس خبرگان بود نوشتم، به مرحوم آيت الله حاج شيخ عباس ايزدي امام جمعه نجف آباد و آيت الله طاهري امام جمعه اصفهان نيز مخالفتم را ابراز داشتم و جدا از آنان خواستم با دوستان صحبت كنند; من واقعا با تعيين خود مخالف بودم، اين سبب شد كه توقعات بيشتري متوجه من شود و از آن طرف كاري هم كه دست من نبود، براي بعضي آقايان هم ممكن بود اين سئوال پيش بيايد كه آخر به چه ملاكي ؟ و با چه مجوزي ؟ بالاخره خوب بود مسائل به شكل طبيعي پيش ميرفت، بعد هم كه خبرگان بودند هر چه را كه مصلحت ميدانستند عمل ميكردند، به نظر من تعيين قائم مقام كار درستي نبود و به ضرر من و ضرر كشور هم تمام شد."

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

حضور محترم برادر ارجمند آيت الله مشكيني رياست مجلس خبرگان دامت بركاته

پس از سلام و آرزوي موفقيت براي جنابعالي و اعضاء محترم مجلس خبرگان دامت بركاتهم بحق محمد و آله الطاهرين، به عرض ميرساند از قرار مسموع در جلسه اي كه چند ماه قبل در رابطه با اصل 107 قانون اساسي و تعيين شرايط و خصوصيات براي رهبر آينده تشكيل شده صحبت از حقير فقير سراپا تقصير به ميان آمده و تصميم نهائي به جلسه آينده موكول شده است . اينجانب با ايمان و احترام نسبت به آقايان محترم و موقعيت خطير و قانوني مجلس خبرگان تذكرا عرض ميكنم كه در شرائطي كه بحمد الله و منته رهبر بزرگ اسلام و انقلاب حضرت امام خميني مدظله العالي با برخورداري كامل از نعمت صحت و سلامت و توفيقات الهي در رهبري انقلاب و كشور موفق و مشمول الطاف خاصه خداي منان و دعاي خير حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه) ميباشند و با وجود شريف حضرات علماء اعلام و مراجع تقليد دامت بركاتهم در چنين شرائطي مطرح نمودن شخص مخلص شايسته و صلاح نبوده است . ما همه اميد وافر داريم و در دعاهاي خود از خداي منان پيوسته خواسته و ميخواهيم كه خداوند متعال تا ظهور حضرت ولي عصر ارواحنا له الفداء به رهبر بزرگ انقلاب طول عمر و سلامتي كامل عنايت فرمايد تا ديگر نيازي به تعيين يا اعلام خبرگان معظم نباشد. وانگهي تعيين شخص، آن هم من طلبه، يك نحو اهانت نسبت به معظم له و حضرات آيات عظام تلقي ميشود، و طول عمر و قصر عمر دست خداست و نبايد ملاك قضاوت باشد. البته بحث كلي مانعي ندارد ولي بحث شخصي ظاهرا به مصلحت نيست . والسلام عليكم جميعا و رحمه الله و بركاته

حسينعلي منتظري

 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

خبرگان امت به موجب تكليف مصرح در مصو به روز ‏64/4/24 مجلس خبرگان و به عنوان مقدمه عقليه لازم براي عمل به اصل 107 قانون اساسي، فقيه عاليقدر و مجاهد حضرت آيت الله منتظري دامت بركاته را به عنوان مصداق كامل قسمت دوم اصل مزبور تعيين ميكنند.

 

 

 

 

بخش دوم: برکناری از قائم مقامی

 

"به نظر من اعلام رسمی قائم مقامی هم خلاف سیاست انقلاب بود و هم خلاف سیاست روحانیت و هم به ضرر شخص من. انتظارات مردم را نسبت به من افزایش داد و مرا مورد حساسیت بدخواهان و از طرف دیگر کاری هم دست من نبود و بی جهت موجب ناراحتی یک عده ای شد... خبرگان هم مرا به عنوان قائم مقامی نصب نکردند بلکه آنان مصداق این اصل 107 قانون اساسی را مشخص کرده بودند... بعد هم خبرگان در جلسه ای نشستند و مرا عزل کردند. البته تحت این عنوان که استعفای فلانی را پذیرفتیم."

 

"نامه مورخه 68/1/6 منسوب به امام نامه تندی بود. اگرچه خود آنها بعدا از دفتر امام تلفن کردند و از قول امام گفتند که به هیچ وجه منتشر نشود و آقای نوری پشت تلفن گفت که بیت امام می گویند "ما این نامه را پاره کردیم شما هم پاره کنید. اگر این نامه به دست کسی افتاد از بیت شما به دست افراد رسیده است." ولی بعد به چند نحو بین افراد پخش شد که هیچ کدام جز یکی از آنها مطابق اصل نامه نبود. البته اگر این نامه منتشر می شد این طور نبود که فقط به ضرر من باشد. ضرر آن برای خود امام بیشتر بود... ما در اینکه دستخط این نامه و همچنین برخی از نامه هایی که این اواخر به نام امام منتشر شد از شخص امام باشد تردید داریم. آنها که اهل خط و خط شناس هستند تشخیص می دهند که این خط از امام نیست و متن آن هم با واقعیات جور در نمی آید و مضطرب است. ما اول احتمال این معنا را نمی دادیم چون به دستگاه امام اعتماد داشتیم ولی بعدا که دستخط این نامه را با سایر دستخطهای امام مقایسه کردند مشخص شد که خط نامه 68/1/6 که در اواخر عمر امام نوشته شده بسا خط امام نباشد و چنانکه چندین نفر به نقل از جمعی از خصیصین بیت امام گفتند نامه یا به خط آقای حاج احمد آقاست و یا خط آقای رسولی. ولی آقای انصاری به عنوان نامه امام آورد و به من تحویل داد."

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نقل قولها و اسناد برگرفته از کتاب خاطرات آیت الله منتظری می باشد.

 

 

 

 

نوشته شده توسط گیلی | لینک ثابت | موضوع: