من دارم می رم...
سه ماه برام بریدن...
ولی من اون تو نمی مونم...
هیچ زندونی نمی تونه منو تو خودش نگه داره...
زود بر می گردم...
این واژه را "تفتیش عقاید" نیز ترجمه کرده اند و عبارت بوده از دادگاههای ویژه کلیسای کاتولیک که به دستور پاپ اعظم ترتیب می یافت و هدفش سرکوب همه مخالفین پاپ و سیطره ایدئولوژیک و سیاسی او بود. در این دادگاهها هر آزاد اندیش ترقی خواهی را به نام ملحد و بی دین محکوم می کردند و به زندان می انداختند، شکنجه می کردند و می کشتند. این محاکم ظلمت بار و حربه دست دستگاه جبر و اختناق از قرن سیزدهم میلادی تشکیل شد و در تمام دوران قرون وسطی وسیله جابرانه و مدهشی در دست کلیسای کاتولیک علیه همه مخالفین نظام فرسوده کلیسا و نظام فئودالی بود.
قرن های متوالی عده زیادی از بزرگترین دانشمندان، ادبا، متفکرین، نویسندگان، پزشکان، روشنفکران عصر و همچنین عده کثیری از مردم ساده و عادی که مورد بی مهری و غضب کلیسا قرار می گرفتند، قربانی انگیزیسیون شدند.
"الحاد" اتهام اساسی در تمام این محاکمه ها بود. انگیزیتورها یعنی دادستانها و قضات این دادگاههای تفتیش عقاید از به کار بردن وحشیانه ترین اسلوبهای شکنجه که هنوز هم شهرت خود را حفظ کرده ابایی نداشتند. انگیزیسیون در عین حال وسیله ای بود برای غارت اموال محکومین و اعمال فشار و ایجاد رعب و وحشت در بین مردم.
اگرچه از آخرین زنده سوزاندن دستگاه انگیزیسیون نزدیک به دو قرن می گذرد ولی روش انگیزیسیون- محاکم فرمایشی و احکام جابرانه- همچنان به بیداد خود علیه آزادیخواهان ادامه می دهند. اکبر اعلمی –نماینده فعلی تبریز- شورای نگهبان و سازمان اطلاعات را به انگیزیسیون تشبیه کرده است. سازمان اطلاعات و دادگاههای ویژه با نقض تمام اصول قانون اساسی و قواعد دادگستری، با نقض منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه حقوق بشر همه کسانی را که با استبداد و شیوه های نو استعماری مخالفند به اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت کشور، تشویش اذهان عمومی و براندازی – همچوم اتهام الحاد در قرون وسطی- دستگیر و زندانی می کنند.
حسینعلی منتظری در مورد گزارش اعمال خلاف قانون وزارت اطلاعات به امام خمینی در کتاب خاطرات خود می نویسد:
" آقا من ميترسم كار به جايي برسد كه يك روزگاري براي اينكه امتياز به ملت بدهيم مجبور شويم اطلاعات را منحل كنيم، همان طوركه رژيم شاه آخر كار با انحلال ساواك ميخواست اين كار را انجام دهد ولي دير شده بود"، گفتم : "وقتي "ك گ ب " در "سيا" نفوذ ميكند و يا "سيا" در "ك گ ب " نفوذ ميكند "كه دو سازمان جاسوسي فوق العاده پيچيده و مجرب و كهنه كارند" احتمال بدهيد كه عوامل خارجي در اطلاعات ما نفوذ پيدا كنند و كارهاي خودشان را بكنند و آبروي اسلام و انقلاب را ببرند"; البته افراد مخلص و بچه هاي خوب هم در اطلاعات بوده و هستند، ولي يك عده فقط كار خودشان را ميكردند و آگاهانه يا ناآگاهانه به انقلاب لطمه ميزدند. واقع مطلب اين است كه اطلاعات چون با اسرار جامعه سر و كار دارد بايد در انتخاب كارمندان آن بسيار دقت شود و به دست افراد متدين و عاقل و دلسوز و با تجربه و آگاه به مسائل اسلامي و در عين حال با عاطفه و سر نگه دار سپرده شود; در صورتي كه پرسنل اطلاعات فعلي بسيار متفاوتند، بعضي واقعا واجد شرايط مذكوره ميباشند، ولي برخي از رده هاي پايين افراد جوان و خام و بي اطلاع و تلقين پذير ميباشند، به آنان گفته ميشود " سربازان گمنام امام زمان " و اين جمله در آنان ايجاد غرور ميكند، و بسا در اين ميان بعضي رده هاي بالا از خامي آنان سوء استفاده ميكنند و به آنان دستورات غلطي ميدهند و آنان هم دستورات را وحي منزل ميدانند و در نتيجه بسا به اسلام و انقلاب و حيثيت اشخاص محترم و بي گناه ضربه ميزنند، بدون اينكه با توبيخ و مجازاتي مواجه شوند."
آقا تا یک میلیون امضا خیلی مونده ها....
یعنی تو این مملکت 1 میلیون نفر email ندارن؟
تنبلی نکنید. همه تون برید امضا کنید
http://www.PetitionOnline.com/sos02082/petition-sign.html
To:
Dear Administrators of Google Earth,
We, the undersigned, through this letter, protest your irresponsible, unscientific actions, and demand an immediate and unconditional deletion of “
Arbitrarily designating the
For the records, the name
Since ancient times almost all foreigners referred to the entire country as Persia until March 21, 1935, when Reza Shah Pahlavi formally asked the international community to call the country Iran — a name that the people of Persia, themselves, used to refer to their country since the Sassanian period. "
Without disparaging the Arabs, Iranians are proud of their non-Arab heritage and strongly resent any attempt at denigrating or changing any aspect of their Iranian heritage. And the
The historical and geographical name of the Persian Gulf has been endorsed and clarified by the United Nations on many occasions and is in use by the UN, its member states, and all other international agencies worldwide. The last UN Directive confirming the name of the
The worldwide Iranian people are deeply affronted by this arrogant designation of “The Arabian Gulf.” We demand, in the strongest possible terms, that you take immediate steps to restore the rightful name of the
Sincerely,
اي خداوند
به علماي ما مسئوليت
به عوام ما علم
به مومنان ما روشنايي
به روشنفکران ما ايمان
به متعصبين ما فهم به فهميدگان ما تعصب
به زنان ما شعور به مردان ما شرف
به پيران ما اگاهي به جوانان ما اصالت
به اساتيد ما عقيده و به دانشجويان ما نيز عقيده
به خفتگان ما بيداري به بيداران ما اراده
به مبلغان ما حقیقت
به دینداران ما دین
به نويسندگان ما تعهد
به هنرمندان ما درد
به شاعران ما شعور
به محققان ما هدف به نشستگان ما قیام
به راکدان ما تکان
به مردگان ما حیات
به خاموشان ما فریاد
به مسلمانان ما قرآن
به شیعیان ما علی
به فرقه هاي ما وحدت
به حسودان ما شفا به خودبينان ما انصاف
به فحاشان ما ادب
به مجاهدان ما صبر
به مردم ما خود اگاهي
و به همه ي ملت ما همت تصميم و استعداد فداکاري و شايستگي نجات و عزت ببخش ....
آمین!
دکتر علی شریعتی
ده ساله دختر بادام پوست کنده ایست به دیده بینندگان
و پانزده ساله لعبتی است از بهر لعبت بازان
و بیست ساله نرم پیکری است لطیف و فربه و لغزان
و سی ساله مادر دختران و پسران
و چهل ساله زالی است گران
و پنجاه ساله را بباید کشتن با کارد بران
و بر شصت ساله باد لعنت مردمان و فرشتگان
عربی را پر سیدند که چونی؟
گفت نه چنانکه خدای تعالی خواهد و نه چنانکه شیطان خواهد و نه آنگونه که خود خواهم
گفتند چگونه
گفت زیرا خدای تعالی خواهد که من عابدی باشم و چنان نیم و شیطانم کافری خواهد و آن چنان نیم و خود خواهم که شاد و صاحب روزی و توانگر باشم و چنان نیز نیستم
شخصی از مولانا عضد الدین پرسید که چونست که در زمان خلفا مردم دعوای خدائی و پیغمبری بسیار می کردند و اکنون نمی کنند
گفت مردم این روزگار را چندان ظلم و گرسنگی افتاده است که نه از خدایشان به یاد می آید و نی از پیغامبر
ترسا بچه ای صاحب جمال مسلمان شد
محتسب فرمود که او را ختنه کردند چون شب در آمد او را کر...
بامداد پدر از پسر پرسید که مسلمانان را چون یافتی
گفت قومی عجیب اند هرکس که به دین ایشان در آید روز ک... می برند و شب کو... اش می درند
شخصی زنی بخواست. شب اول خلوت کردند مگر شوهر به حاجتی بیرون رفت.
چون باز آمد عروس را دید که با سوزن گوش خود را سوراخ می کند خواست با او جمع شود بکر نبود.
گفت خاتون این سوراخ که در خانه پدرت بایست کرد اینجا می کنی و آنچه اینجا می باید کرد در خانه پدر کرده ای
واعظی بر سر منبر می گفت هرگاه بنده ای مست میرد مست دفن شود و مست سر از گور بر آورد.
خراسانی در پای منبر بود گفت به خدا آن شرابیست که یک شیشه آن به صد دینار می ارزد
یکی اسبی به عاریت خواست گفت اسب دارم اما سیاهست
گفت مگر اسب سیاه را سوار نشاید شد
گفت چون نخواهم داد همین قدر بهانه بس است
عربی به حج رفت و پیش از دیگر مردم داخل خانه کعبه شد و در پرده کعبه آویخت و گفت بار خدایا پیش از آن که دیگران در رسند و بر تو انبوه شو ند و زحمتت افزایند مرا بیامرز
--------------------------------
چرخ گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یکسان نماند حال دوران غم مخور
هویجوری...
تا بعد...
ولایت فقیه بدعتی در اسلام به شمار می رفت که تا قرن 13 هجری قمری هیچ یک از فقیهان حرفی از آن به میان نیاورده بودند. پس از مطرح شدن این طرح در قرن اخیر بسیاری از علما و فقها به مخالفت با آن برخاستند. از جمله آیت الله خوانساری، آیت الله حسن قمی، آیت الله خوئی، آیت الله محمد شیرازی، آیت الله طالقانی، آیت الله محمد روحانی، آیت الله کاظم شریعتمداری، آیت الله کمپانی، آیت الله صادق روحانی، آیت الله سید رضا صدر، آیت الله اراکی و آیت الله مطهری بودند که مخالفتشان را با این اصل ابراز داشتند.
مطهری درباره ولایت فقیه می گوید:" تصور مردم از ولایت فقیه این نبود که فقها حکومت کنند و اداره مملکت را بدست بگیرند... این مفهوم اختصاص به جهان تسنن دارد. در شیعه هیچگاه چنین مفهومی وجود نداشته است." وی می افزاید:" روحانیت نباید به طور مجموعه و دستگاه روحانیت وابسته به دولت شود و نه افرادی از روحانیون بیایند پستهای دولتی را به جای دیگران اشغال کنند. بلکه روحانیت باید همان پست خودش را که ارشاد و هدایت و نظارت و مبارزه با انحرافات حکومتها و دولتهاست حفظ کند."
آیت الله اراکی دراین باره می گوید:" شان فقیه جامع الشرایط اجرای حدود و قضاوت و ولایت بر قاصران است. این کجا و تصدی حفظ مرزهای مسلمانان از تجاوز فاسقان و رفع سلطه کافران از ایشان کجا؟"
آیت الله خوئی در کتاب خود می نویسد:" ولایت در زمان غیبت با هیچ دلیلی برای فقیهان اثبات نمی شود. ولایت تنها اختصاص به پیامبر و ائمه دارد. فقها نه تنها در امور عامه ولایت ندارند بلکه در امور حسبیه هم ولایت شرعی ندارند."
منتظری در کتاب خاطرات خود می نویسد:" در رابطه با گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی، من و آقای بهشتی و ربانی شیرازی و حسن آیت اصرار داشتیم. البته بعضی ها هم مخالف بودند مثل آقای طالقانی و بنی صدر."
آیت الله شریعتمداری پس از تصویب اصل ولایت فقیه آن را با اسلام مخالف خواند و گفت:" روشنتر بگویم وقتی نظر اکثریت ملت را بی اعتبار کردیم. بدان توجهی ننمودیم یعنی به جمهوری اسلامی بی توجهی کرده ایم و این جمهور و اکثریت را نپذیرفته ایم. لذا وقتی که جمهوری اسلامی بی اعتبار شد مسلما قانونی که در دست تصویب است ]قانون اساسی[ تماما بی اعتبار می شود. یعنی از اعتبار عمومی و حاکمیت ملی برخوردار نیست.... نباید رای ملت را بی اعتبار کنند و بگویند خیر، ملت کسی نیست و هرچه هست فقیه است و او باید کار کند و او همه کاره است. این طرز تفکر و این طرز قانون گذاری و این طرز عمل به نظر ما درست نیست و به اساس لطمه می زند و همه چیز را بی اعتبار می سازد و مسلما نتیجه خوبی هم در آینده نخواهد داشت."
آیت الله طالقانی پس از دادن رای منفی به اصل 5 که متضمن اصل ولایت فقیه بود گفت:" می ترسم با این وضع، سطح قانون اساسی جدید از قانون اساسی 70 سال پیش به مراتب پایین تر باشد."
مکارم شیرازی در روز رای گیری درباره اصل ولایت فقیه:" امروز روز سیاه تاریخ ایران است." و می گوید:" این که رییس جمهور هم منتخب مردم باشد و هم مورد قبول فقیه و رهبر باشد باز هم کار دست او نباشد معنی ندارد. این اصل اصلا قابل اجرا نیست..."
البته مکارم شیرازی بعدها نظر خود را تغییر داد و امروز نظری غیر از این دارد.
و اما گزیده ای از سخنان موافقین اصل ولایت فقیه در توجیه به دست گرفتن قدرت:
جنتی:" ملت به عنوان ایتام محسوب می شوند و عالمان در حکم قیم و والیان امر هستند که کار رسیدگی به تمام امور مردم را دارا هستند."
مصباح یزدی:" اعتبار ولایت فقیه به مردم نیست."
بهشتی:" اگر جامعه ما بخواهد به راستی اسلامی بماند و اسلام اصیل بر آن حکومت کند باید فقیه در جامعه هم رهبری فقاهتی بکند و هم رهبری ولایتی. یعنی باید نبض حکومت در دست فقیه باشد."
خامنه ای:" اگر مساله ولایت مطلقه فقیه که مبنا و قاعده این نظام است ذره ای خدشه دار شود ما گره کور خواهیم داشت."
مصباح یزدی:" ولایت فقیه مترقی ترین اصل قوانین کشور است."
قره باغی:" ولایت فقیه ستون خیمه جامعه است."
هاشمی رفسنجانی:" نظام مبتنی بر ولایت فقیه مترقی و دموکراتیک است."
خزعلی:" این چه حرفی است که می گویند اگر مردم خواستند. مردم چه کاره اند؟ مردم احکام خدا را اجرا می کنند. مردم محترم و غزیزند اما برای اجرای احکام خدا نه برای بر هم زدن احکام خدا."
غرویان:" مردم خوب می دانند که حکومت مال مردم نیست بلکه حکومت متعلق به خداست. در انتخابات و رفراندومها مردم برای بیعت با ولایت فقیه می روند نه برای تعیین حکم خدا."
مشکینی:" ما معتقدیم که بلا اشکال فقیه ولایت مطلقه دارد."
خامنه ای:" ولایت فقیه جزء واضحات فقه اسلام است."
رفسنجانی:" ولایت فقیه محکم ترین مبنای حرکت جمهوری اسلامی ایران است. ولایت فقیه محور حکومت شیعی است. اگر ولایت را از شیعه بگیرند شیعه چیزی ندارد."
جنتی:" ولی فقیه نسبت به جان و مال و ناموس مردم اختیار دارد. همان اختیاری که پیغمبر اکرم داشت. فقیه این مقام و ولایت را به منظور حفظ مصلحت امت دارد."
مکارم شیرازی:" خدا به ولی فقیه از طریق امام زمان اجازه داده تا حکومت کند."
جعفر سبحانی:" ولایت فقیه پرتوی از ولایت امام زمان است."
مصباح یزدی:" عناصر مزدور شیطانی را شناسایی کنید. هر جا آهنگ مخالفت با ولایت فقیه یا ولی فقیه ساز شده آن را خاموش کنید. اگر از روی نادانی است برایش توضیح دهید و شبهه اش را رفع کنید. اگر از روی غرض ورزی است او را خفه کنید."
آذری قمی:" ولی فقیه تنها نیست که صاحب اختیار بلا معارض در تصرف اموال و نفوس مردم باشد. بلکه اراده او حتی در توحید و شرک ذات باری تعالی نیز موثر است و اگر بخواهد می تواند حکم تعطیل توحید را صادر نماید و یگانگی پرودگار را در ذات و یا در پرستش محکوم به تعطیل اعلام دارد."
مصباح یزدی:" انقلاب اسلامی ثمره اعتقاد مردم به ولایت فقیه است."
مهدوی کنی:" ولایت فقیه محور اساسی انقلاب است. می گویید مشروعیت ولایت فقیه از سوی مردم است؟ این حرفها چیست؟ از خودتان در آورده اید؟"
خامنه ای:" ولایت فقیه بر خلاف برخی برداشتها امری تشریفاتی نیست. بدیهی است که دشمنان ملت از ولایت فقیه ناخرسند باشند و همواره و در هر فرصتی مساله ولایت فقیه را مورد حمله قرا دهند."
بهشتی:" چرا جامعه عصر امام صادق جامعه صحیح و سالم اسلامی نبود؟ چون ولایت فقیه نداشت."
خزعلی:" اطاعت از شاه با زور و سر نیزه باطل است اما اطاعت از ولی فقیه واجب است."
مشکینی:" رهبر یا ولی فقیه را خدا منصوب می کند. ولی چون مردم قدرت تشخیص ندارند نمی توانند او را پیدا کنند."
نمازی:" ولایت فقیه ادامه ولایت فرزند امیر المومنین است و به همین علت همه دشمنان از آن ناراحتند. چرا که ولی فقیه عادل منصوب ذات اقدس الهی است."
جنتی:" بعد از آل محمد امت حالت یتیمی را دارد که پدر ندارد و سفارش کرده اند که علما به جای امامان از آنها کفایت کنند و هدایت امت را بر عهده بگیرند مانند قیمی که بعد از پدر متکفل اداره امور ایتام است."
مصباح یزدی:" ولی فقیه در حکومت اسلامی مشروعیت خود را از خدا می گیرد."
نمازی:" ولایت فقیه از عنایات عرش الهی است."
خزعلی:" قانون اساسی می گوید قوای ثلاثه زیر نظر ولایت فقیه است. شما وقتی ولایت فقیه را قبول نداشته باشید 20 میلیون که هیچ 30 میلیون هم رای بیاورید تا این رای به تایید مقام ولایت نرسد معتبر نیست."
مصباح یزدی:" مخالفت با ولی فقیه مخالفت با امامان و در حقیقت شرک به خدا است."
ِانَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد 11)
خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملّتى) را تغيير نمىدهد مگر آنکه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند.
کلیه نقل قولها برگرفته از کتاب "ایستاده بر آرمان" نوشته علی غریب می باشد. منابع و مراجع در پانوشت کتاب موجود است.
برای نخستین بار ملا احمد نراقی در کتاب عواید الایام و در قرن سیزدهم هجری قمری نظریه ولایت فقیه را بیان کرد. بعدها این نظریه به عنوان تز اساسی آیت الله خمینی شرح و بسط پیدا کرد و سرانجام در حدود 10 سال پیش از انقلاب مکتوب گشت.
آقای خمینی در این کتاب که ما حصل درسهای ایشان در نجف تحت عنوان ولایت فقیه است، قدرت را نه در دست ملت که در قبضه ولی فقیه و قیم مردم می بیند و حکومتی را تبیین می کند که انتظار ندارد به این زودیها برقرار شود. او در قسمتی از این کتاب می گوید:" هیچ عاقلی انتظار ندارد که تبلیغات و تعلیمات ما به زودی به تشکیل حکومت اسلامی منجر شود. این هدفی است که احتیاج به زمان دارد."
و حال آنکه به فاصله 6-7 سال حکومت اسلامی جامه عمل پوشید. تزی که بعدها در مقام رهبری جمهوری اسلامی دنبال شد و طرفداران و مدافعان خاصی پیدا کرد.
آیت الله خمینی:
"مردم ناقص اند و نیازمند کمال و ناکامل اند. پس به حاکمی که قیم امین صالح باشد محتاجند."
" ولایت فقیه واقعیتی جز قرار دادن و تعیین قیم برای صغار ندارد."
" اگر فقیه در کار نباشد ولایت فقیه در کار نباشد طاغوت است. یا خدا است یا طاغوت. اگر رییس جمهور با نصب فقیه نباشد طاغوت است."
" ملت ولایت فقیه را می خواهد."
" ولایت فقیه برای شما یک هدیه الهی است."
" فقهای جامع الشرایط از طرف معصومین نیابت در تمام امور شرعی، سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امور در غیبت کبیر موکول به آنان است."
" مخالفت با ولایت فقیه مخالفت با اسلام است."
" مفهوم رهبری دینی، رهبری علمای مذهبی است در همه شئون جامعه."
" ولایت فقیه از جمله موضوعاتی است که تصور آنها موجب تصدیق می شود و چندان به برهان احتیاج ندارد. اینکه امروز به ولایت فقیه چندان توجهی نمی شود و احتیاج به استدلال پیدا کرده، علتش اوضاع اجتماعی مسلمانان عموما و حوزه های علمیه خصوصا می باشد."
" نهاد حکومت آنقدر اهمیت دارد که نه تنها در اسلام حکومت وجود دارد بلکه اسلام چیزی جز حکومت نیست."
" اگر فقیه عالم و عادل به پا خاست و تشکیل حکومت داد همان ولایتی را که پیامبر در امر اداره جامعه داشت دارا می باشد و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند."
" این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم بیشتر از حضرت امیر بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر بیشتر از فقیه است باطل است."
" استعمار گران فرهنگ اجنبی را میان مردم رواج داده اند و مردم را غرب زده کرده اند. این ها همه برای این بود که ما قیم و رییس نداشتیم."
" حکومت که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول الله است یکی از احکام اولیه اسلام است و مقدم بر تمام احکام نماز و روزه و حج."
" اسلام ولایت فقیه را واجب کرده است."
" ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان درست کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کرده است. همان ولایت رسول الله است."
" من یک نفر آدمی هستم که از طرف شارع مقدس ولایت دارم."
" حکومت باید با قانون خدایی که صلاح مردم و کشور است اداره شود و این بی نظارت روحانی صورت نمی گیرد."
" این طور نیست که شما خیال بکنید که ما اسلام را می خواهیم اما ملا نمی خواهیم. مگر می شود اسلام بی ملا. مگر شما می توانید بدون ملا کار انجام بدهید . باز این ملاها هستند که جلو می افتند کار انجام می دهند. اینها هستند که جانشان را می دهند. نگویید که ما اسلام می خواهیم ملا نمی خواهیم. این خلاف عقل است. این خلاف سیاست است. بعضی از اینها بگویند که ما اسلام می خواهیم منهای آخوند. نمی شود آقا این. اسلام بی آخوند اصلا نمی شود."
" شکست روحانیت شکست اسلام است. اسلام بودن روحانیت محال است که به حرکت خودش ادامه دهد."
" مخالفت با ولایت فقیه تکذیب ائمه و اسلام است."
آقای خمینی در مصاحبه ها، سخنرانیها و گفتگوهایش در پاریس حتی یک بار نیز سخن از ولایت فقیه به میان نیاورد و تنها بر ولایت جمهور مردم تاکید می کرد. اما با ورود به ایران و مطرح شدن اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی، بار دیگر سخن از ولایت فقیه به جای ولایت جمهور مردم به میان آمد.
سوال این است:
آیا مردم در رفراندوم فروردین 1358 می دانستند که چه چیزی را تایید می کنند؟
آیا قبل از رای دادن به قانون اساسی مردم از این نظریه اطلاع داشتند و مفهوم آن برای مردم تبیین شد؟
...
رَبّنَا افتَح بَینَنا وَ بَینَ قُومَنا بِالحَقِّ وَ اَنتَ خَیرُالفاتِحینَ
پروردگارا میان ما و قوم ما بحق حکم کن و تویی بهترین حکم کنندگان (اعراف 89)
--------ادامه دارد ----------
همیشه مصلحت، روپوش دروغین زیبایی بوده است، تا دشمنان “ حقیقت “، حقیقت را در درونش مدفون کنند. و همیشه “ مصلحت “ تیغ شرعی بوده است تا حقیقت را رو به قبله ذبح کنند. که مصلحت، همیشه مونتاژ دین و دنیا بوده است.
“ . . . آنچه گفتی حقیقت است، راست می گویی، خوب تحلیل کردی و نظریه ات، کاملاً نظریه اسلام است. اما . . . مصلحت نیست! “
این منطق کیست؟
این مصلحت اندیش و منطقش، دشمن و مخالف علی است، و با همین ابزار و ضربه است که علی (ع) خانه نشین می شود.
“ خالد ولید “، جنایت کرده است. “ مالک بن نویره “ را کشته و همانجا با زنش خوابیده است، پس باید حد بخورد، اما مصلحت نیست!
“ عبد الرحمن بن عوف “، پول پرست و تجملی و اشرافی است و باید کنارش زد، اما مصلحت نیست!
“ علی اگر مهار شتر خلافت را به دست گیرد، آن را بر راهش می برد “، از همه عالمتر است، با تقواتر است، بیشتر از همه به اسلام خدمت کرده است، بهتر از همه قرآن را می فهمد. . . آری، اما مخالف زیاد دارد، اشراف تازه مسلمان از شمشیرش در جنگ های عصر پیغمبر کینه دارند، برای خلافت مصلحت نیست. . .
بنی امیه در تمام طول حکومتشان جنایت کرده اند و از درون به اسلام ضربه ها زده اند، اما قوی هستند، باید به آن ها پست داد، خشونت مصلحت اسلام نیست!
و هنوز هم همین “ مصلحت نیست “ ها را چون سدی در برابر همه جنبش ها و کوشش ها می بینیم.
مصلحت نیست، مصلحت نیست، مصلحت نیست.
آری، حقیقت نیست اما مصلحت است، حقیقت است، اما مصلحت نیست: این است شعار “ تشیع مصلحت “.
امروز مسئولیت همه روشن است، با هر عالم و تاجر و روشنفکر و مردمی صحبت می کنی، حقیقت ها و مسئولیت ها را می شناسد، اما در عمل، مصلحت نمی داند! چون می خواهد زندگی کند و ضمن داشتن رفاه و حقوق و بازار، می خواهد به نوعی دینش را هم داشته باشد. علی و حسین و اهل بیت را هم به عنوان قوت قلب و زینت دنیا و تسلیت آخرت، بی ضرر و بی خرج، یدک بکشد!
این است که برای گریز از تمامی مسئولیت های شیعه بودن - مذهب مسئولیت - راه حل هایی ساخته اند و می سازند، تا خوابشان نیاشوبد.
من که تمام عمر شاهد قربانی شدن و پایمال شدن حقیقت ها، به وسیله انسان های مصلحت پرست بوده ام، در مورد “ مصلحت “ عقده پیدا کرده ام و اعتقاد یافته ام که:
“ هیچ چیز غیر از خود حقیقت، مصلحت نیست “.
]دکتر علی شریعتی[

بر دستهایمان
بالای تخت
به دیوار
بر میادین شهر
حتی بر دکمه های جلیقه زنجیر بسته ایم
و یک ساعت…
بی آنکه قبله نمایی به دست بگیریم
اعلامیه جهانی حقوق بشر یک پیمان بین المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیدهاست و شامل ۳۰ ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر میپردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند، مشخص کردهاست.
مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران از اعتبار حقوق بینالملل برخوردار است زیرا به صورت گستردهای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار میرود. کشورهای تازه استقلال یافته زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده یا آن را در قوانین بنادی یا قانون اساسی خود گنجاندهاند.
مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر تصویب نمود و اعلامیه جهانی حقوق بشر، که هدف آن ایجاد تضمین حقوق و آزادی های برابر برای همه مردم بود در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بینالمللی حقوق بشر گرامی داشته میشود.
اما بسیاری از مفاد و بندهای این پیمان در کشورهایی که بر مبنای باورهای دینی یا فرقه ای اداره می شوند نادیده گرفته می شود و تحقق نمی یابد.
ﻧﻜﺘﻪ ﻧﺨﺴﺖ ﺩﺭ مورد ﺳﺎﺯﮔﺎﺭﻱ ﻳﺎ ﻧﺎﺳﺎﺯﮔﺎﺭی ﺩﻳﻦ ﺑﺎ حقوق بشر ﺍﻳﻦ است که ﺩﻳﻦ ﻳﻌﻨﻲ ﻋﺒﻮﺩﻳﺖ ﻭ ﻋﺒﺎﺩﺕ ولی عصر جدید عصر باور به آزادی انسان است و تلاش انسان برای اینکه سرفراز باشد و خود سرنوشت خویش را تعیین کند. عصر ﺟﺪﻳﺪ، عصر ﮔﺴﺴﺖ ﺍﺯ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﺖ. ﻣﺸﺨﺼﻪ ﻋﻤﺪﻩ ﺍﻳﻦ ﮔﺴﺴﺖ، ﻧﻪ ﺩﻳﻦﺳﺘﻴﺰﻱ ﻭ ﺩﻳﻦﺯﺩﺍﻳﻲ ، ﺑﻠﻜﻪ ﺩﺳﺘﻜﺎﺭﻱﻫﺎﻳﻲ ﺩﺭ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﺎ ﺑﺎﻭﺭﻫـﺎﻱ ﺩﻳﻨـﻲ ﺩﺭ ﻛﺎﺭ ﺍﻧﺴﺎﻥ عصر ﺟﺪﻳﺪ ﺑﻲ ﺳﺎﻣﺎﻧﻲ ﭘﺪﻳﺪ ﻧﻴﺎﻭﺭﻧﺪ .
دستکاری ﺩﻳﻦ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﻫﺮ ﺳﻠﻄﺎﻧﻲ ﺩﻳﻦ ﺭﺍ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ با سلطنت خود دستکاری ﻣـﻲ ﻛـﺮﺩﻩ ﻭ ﻫـﺮ ﻓﺮﻗـﻪﺍﻱ ﺗﻔﺴـﻴﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑـﻪﺩﺳـﺖ ﻣـﻲ ﺩﺍﺩﻩ ، ﺗـﺎ آن را با ﺑـﺎ ﺑﻨﻴﺎﺩﻫﺎﻱ فکر ﻓﺮﻗﻪ ﺍﻱ ﻭ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﻭ ﺍﻟﺰﺍﻣﻬﺎﻱ ﺭﻗﺎﺑﺖ ﺑﺎ دیگر فرقه ها و کشورها ﻫﻤﺨـﻮﺍن ﻛﻨـﺪ. ﺩﻳﻦ ﺍﺻﻴﻞ ﺳﻨﺘﻲ، ﻳﻌﻨﻲ ﺁﻥ ﺩﻳﻦ ﺩﺳﺘﻜﺎﺭﻱ ﻧﺸﺪﻩ توسط ﻋﺼﺮ ﺟﺪﻳـﺪ، ﺩﺭﻛـﻲ ﺍﺯ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪﺍﺳﺖ، ﺯﻳﺮﺍ حقوق بشر ﺑﺎ ﮔﺴﺴﺖ ﺍﺯ ﻣﻨﺶ ﻋﺒﻮﺩﻳﺖ ﭘﺎﮔﺮﻓﺘﻪﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺁﻥ ﺩﻳﻦ ﺑﺮ بنیاد ﻋﺒﻮﺩﻳﺖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
از طرفی ﺩﻳﻨﻬﺎﻱ ﺗﻮﺣﻴﺪﻱ ﻓﻘﻂ ﺑﺎ ﻳﻜﺘﺎﺩﺍﻧﻲ ﺁﻓﺮﻳﺪﮔﺎﺭ ﻭ ﻳﻜﺘﺎﭘﺮﺳﺘﻲﻣﺸﺨﺺ ﻧﻤﻲﺷـﻮند و ﻣﺸﺨﺼﻪ ﺗﺎﺭﻳﺨﻲ و ﺗﺎﺭﻳﺦ ﺳﺎﺯِ ﺁﻧﻬﺎ ﺍﻳﻦ ﺑﻮﺩﻩ است که پیروان آنها فقط خود را بر حق دانسته و خارج ﺍﺯ ﺩﺍﻳﺮﻩ ﺁﻳﻴﻦ ﺧﻮﻳﺶ ﺭﺍ ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﻭ ﺗﺒﺎﻫﻲ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ. از منظر این دینها ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩﺍﻱ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ عصر جدید ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﺍﺩﺍﺭ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺎﺯﻱ ﺑﺎ ﭘﻴﺎﻣﺪﻫﺎﻱ ﺍﺭﺩﺍﻙ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﻧﻤﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺣﻜﻢ ﻛﺮﺩ ﻛـﻪ ﻫﻤـﻪ ﺍﻧﺴـﺎﻧﻬﺎ ، ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﺩﻳﻦ ﻭ ﻋﻘﻴﺪﻩﺍﻱ ، ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺣﻴﺜﻴﺖ ﻭ ﻛﺮﺍﻣﺖ ﻭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺑﺮﺍﺑﺮﺍﻧﺪ.
البته نمی توان این منشور را یک دستور العمل اجتماعی تام و بی نقص دانست ولی با مروری به اصول پذیرفته شده اعلامیه جهانی حقوق بشر و اندکی تامل در منش و رفتار اجتماعی خود می توان قضاوت نمود که تا چه حد در مسیر برابری حقوق انسانها گام برداشته ایم.
در ایران که قانون اجرایی کشور و تمامی مناسبات اجتماعی از فیلتر مذهب و برداشتهای فرقه ای عبور می کنند نمود این تضادها به روشنی دیده می شود. در ادامه متن اعلامیه جهانی حقوق بشر آورده شده و موارد متناقضی که این جانب در مناسبات اجتماعی دیده ام با رنگ متفاوت نشان داده شده اند.
از شما عزیزان تقاضای اندکی تامل و تفکر دارم.
متن اعلامیه جهانی حقوق بشر
ماده 1
تمامی انسانها آزاد زاده می شوند و از لحاظ حیثیت و کرامت و حقوق با هم برابرند. همگی از موهبت عقل و وجدان برخوردارند و باید با یکدیگر با روحیه ای برادرانه رفتار کنند.
ماده 2
هرکس بدون هيچگونه تمايزی ازحيث نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، باور سياسی يا هر باور ديگری، خاستگاه ملی يا اجتماعي، دارايی و ولادت يا هر وضعیت ديگری از حقوق و آزادی هايی که در اين اعلاميه برشمرده شده است برخوردار است.
بعلاوه هيچگونه تمايزی نبايد بر پايهٔ موقعيت سياسي، قضايی يا بين المللی کشور يا سرزمينی که شخص بدان تعلق دارد قايل شد، خواه مستقل باشد، خواه تحت قيمومت کشوری ديگر باشد، خواه غيرخود مختار باشد و يا از حيث تماميت ملی تحت هرگونه محدوديتی باشد.
ماده 3
هرکس حق حيات، آزادی و برخورداری از امنيت شخصی را دارد.
ماده 4
هيچکس را نبايد در بردگی یا بندگی نگاه داشت؛ برده داری و تجارت برده بايد در تمامی اشكال آن ممنوع گردد.
ماده 5
هيچکس را نبايد مورد ظلم و شكنجه و رفتار يا کيفری غير انسانی و يا تحقيرآميز قرار داد.
ماده 6
هرکس حق دارد که درهرکجا بهعنوان شخص در پيشگاه قانون به رسميت شناخته شود.
ماده 7
همگان در پيشگاه قانون يکساناند و حق دارند بدون هيچگونه تبعيضی از پشتيبانی قانون برخوردارشوند. همه حق دارند تا در برابر هرگونه تبعيضی که ناقض اين اعلاميه باشد ونيز در برابر هرگونه تحريکی که به هدف چنين تبعيضی صورت گيرد از پشتيبانی يکسان قانون برخوردار شوند.
ماده 8
هرکس حق دادخواهی از محاکم صالحه ملی را در برابر اعمالی دارد که ناقض حقوق بنيادينی است که قانون اساسی يا هرقانون ديگری به او اعطا نموده است.
ماده 9
هيچکس را نبايد خودسرانه دستگير، توقيف يا تبعيد کرد.
ماده 10
هرکس حق دارد با مساوات کامل از امکان دادرسی منصفانه و علنی توسط يک محکمه مستقل و بیطرف برای تعيين حقوق و تکاليف خويش و يا اتهامات جزايی وارده بر خود برخوردار شود.
ماده 11
1) هرکس که به ارتکاب جرمی متهم میشود اين حق را دارد که بيگناه فرض شود تا زمانی که جرم او بر اساس قانون در يک دادگاه علنی که درآن تمامی ضمانتهای لازم برای دفاع او وجود داشته باشد ثابت شود.
2) هيچکس را نبايد به دليل انجام يا خودداری از انجام عملی که در هنگام ارتکاب، طبق قوانين ملی ويا بين المللی جرم محسوب نمیشده است مجرم شناخت و نيز کيفری شديدتر از آنکه درزمان ارتکاب جرم قابل اجرا بوده نبايد اعمال شود.
ماده 12
هيچکس نبايد در معرض مداخلهٔ خودسرانه در زندگی شخصي، خانواده، خانه يا مکاتبات خود قرار گيرد و يا اينکه شرف و آبروی او مورد تعرض قرار گيرد. هرکس حق دارد که از حمايت قانون در برابر چنين مداخلهها و تعرضهايی برخوردار گردد.
ماده 13
1) هرکس حق دارد در محدودهٔ مرزهای هر کشور آزادانه رفت و آمد و اقامت کند.
2) هرکس حق دارد کشوری - ازجمله کشور خود- را ترک گفته و يا به کشور خود بازگردد.
ماده 14
1) هرکس که تحت پيگرد باشد حق دارد که از کشورهای ديگر طلب پناهندگی نمايد و يا اينکه از پناهندگی برخوردارشود.
2) اين حق در صورتی که پيگرد، حقيقتاً ناشی از جرمهای غير سياسی يا اعمال مغاير با اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد قابل استناد نيست.
ماده 15
1) هرکس حق بهرهمندی از تابعيت ( مليت) را دارد.
2) هيچکس را نمیتوان خودسرانه از تابعيت (مليت) خود محروم نمود و يا اينکه حق تغيير تابعيت ( مليت) را از وی سلب نمود.
ماده 16
1) هر مرد و زن بالغی بدون هيچگونه محدوديتی از حيث نژاد، مليت و مذهب حق ازدواج و تشکيل خانواده را دارد. مرد و زن در ازدواج، در طول دورهٔ ازدواج و فسخ آن از حقوقی يکسان برخوردارند.
2) ازدواج بايد با آزادی و رضايت کامل مرد و زن انجام گيرد.
3) خانواده، واحد گروهی طبيعی و بنيادين جامعه است و حق برخورداری از حمايت جامعه و حکومت را دارد.
ماده 17
1) هرکس به تنهايی يا همراه با ديگران حق مالكيت را دارد.
2) هيچکس را نبايد خودسرانه از حق مالكيتش محروم کرد.
ماده 18
هرکس حق دارد از آزادی انديشه، وجدان و مذهب بهرهمند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيينها چه به تنهايی و چه بهصورت جمعی نيز میگردد.
ماده 19
هرکس حق آزادی عقيده و بيان دارد؛ اين حق دربرگيرندهٔ آزادی داشتن عقيده بدون مداخله، و آزادی در جست و جو، دريافت و انتقال اطلاعات و عقايد از طريق هر نوع رسانهای بدون در نظر گرفتن مرزها میشود.
ماده 20
1) هرکس حق آزادی تجمع و ایجاد تشكل مسالمتآميز را دارد.
2) هيچکس را نبايد مجبور به عضويت در يک تشكل کرد.
ماده 21
1) هرکس حق دارد درحکومت کشور خود، خواه بهطور مستقيم و خواه به واسطهٔ نمايندگانی که آزادانه انتخاب شوند مشارکت کند.
2) هرکس حق دسترسی يكسان به خدمات عمومی در کشورش را دارد.
3) ارادهٔ مردم بايد اساس قدرت حکومت باشد؛ اين اراده بايد از طريق انتخابات ادواری و سالمی ابراز شود که با حق رای همگانی و يكسان و با استفاده از رای مخفی يا روشهای رایگيری آزاد برگزار شود.
ماده 22
هرکس بهعنوان عضوی از جامعه حق برخورداری از امنيت اجتماعی را دارد و مجاز است تا از طريق تلاشهای ملی وهمکاريهای بينالمللی مطابق با تشكيلات و منابع هر کشور حقوق اقتصادي، اجتماعی و فرهنگی را که لازمهٔ منزلت و رشد آزادانهٔ شخصيت اوست را عملی کند.
ماده 23
1) هرکس حق کارکردن، انتخاب آزادانهٔ شغل، برخورداری از شرايط منصفانه و رضايتبخش برای کار و برخورداری از حمايت دولت در برابر بيکاری را دارد.
2) هرکس بدون هيچگونه تبعيض حق بهرهمندی از دستمزدی يكسان در برابر کار يكسان را دارد.
3) هرکس که کار میکند حق دارد تا از دستمزدی منصفانه و رضايتبخش برخوردار گردد آنگونه که تامين کنندهٔ زندگی خود و خانواده وی به طريقی شايستهٔ منزلت اجتماعی باشد و درصورت لزوم با ديگر شيوههای حمايت اجتماعی تکميل شود.
4) هرکس حق دارد اتحاديهای برای حمايت از منافع خود تشكيل دهد و يا در چنين اتحاديههايی عضو شود.
ماده 24
هرکس حق استراحت کردن و فراغت و نیز تحديد ساعات کار در حد معقول و برخورداری ازتعطيلات ادواری با دريافت دستمزد را دارد.
ماده 25
1) هرکس حق دارد از سطح معيشتی کافی برای سلامتی و رفاه خود و خانوادهاش از قبيل خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبتهای پزشكی و خدمات اجتماعی ضروری بهره مند گردد و حق دارد به هنگام بيكاری، بيماري، از کارافتادهگی، بيوهگی و سالخوردهگی يا فقدان وسيلهٔ امرار معاش و گذران زندگی که خارج از اختيار وی است تامين گردد.
2) مادران و کودکان حق دارند از مراقبتها و کمکهای ويژه برخوردار شوند. همهٔ کودکان خواه ثمرهٔ ازدواج باشند و خواه ثمرهٔ روابط خارج از ازدواج باشند بايد از حمايتهای اجتماعی يكسان بهرهمند شوند.
ماده 26
1) هرکس حق تحصيل دارد. تحصيل لااقل در مراحل ابتدايی و پايه بايد رايگان باشد. تحصيلات ابتدايی بايد اجباری باشد. آموزشهای فنی و حرفهای بايد دردسترس عموم قرار گيرد و آموزش عالی بايد برای همه و براساس شايستگی دردسترس باشد.
2) آموزش بايد در جهت رشد کامل شخصيت انسانی و تقويت احترام به حقوق بشر و آزادیهای اساسی باشد. بايد تفاهم، مدارا و مودت ميان تمامی ملل، گروههای نژادی و مذهبی را ارتقاء داده و فعاليتهای سازمان ملل متحد در جهت پاسداری از صلح را تسريع بخشد.
3) والدين در گزينش نوع آموزش فرزندانشان حق تقدم دارند.
ماده 27
1) هرکس حق دارد در حيات فرهنگی جامعه مشارکت کند و از هنر و پيشرفتهای علمی و فوايد آن بهرهمند شود.
2) هرکس حق دارد از منافع معنوی و مادی هر محصول علمي، ادبی يا هنری که خود پديد آورندهٔ آن است استفاده کند.
ماده 28
هرکس حق برخورداری از نظمی اجتماعی يا بينالمللی را دارد که در آن حقوق و آزادیهای مورد اشاره در اين اعلاميه بهطور کامل قابل اجرا باشد.
ماده 29
1) هرکس در قبال جامعهای که در آن رشد آزادانه و کامل شخصيت وی ممکن باشد وظيفهای دارد.
2) برای اجرای اين حقوق، هرکس فقط بايد در برابر محدوديتهايی قرار گيرد که توسط قانون صرفاً به هدف تامين شناسايی و احترام به حقوق و آزادیهای ديگران و برآوردن مقتضيات منصفانه اخلاق، نظم عمومی و رفاه همگانی دريک جامعه دمکراتيک تعيين میشود.
3) اين حقوق و آزادیها در هيچ موردی نبايد خلاف اهداف و اصول سازمان ملل متحد باشد.
ماده 30
هيچيک از مفاد اين اعلاميه نبايد به گونهای تفسير شود که برای دولت، گروه يا شخصی حقی قائل شود که بهموجب آن بتواند به اقدامی در جهت پايمال کردن هريک از حقوق و آزادیهای مورد اشاره در اين اعلاميه دست یازد.
باز کن پنجره ها را که نسیم
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
و بهار
روی هر شاخه کنار هر برگ
شمع روشن کرده است
همه چلچله ها برگشتند
و طراوت را فریاد زدند
کوچه یکپارچه آواز شده است
و درخت گیلاس
هدیه جشن اقاقی ها را
گل به دامن کرده ست
باز کن پنجره ها را ای دوست
هیچ یادت هست
که زمین را عطشی وحشی سوخت
برگ ها پژمردند
تشنگی با جگر خاک چه کرد
هیچ یادت هست
توی تاریکی شب های بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد
با سر و سینه گلهای سپید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد
هیچ یادت هست
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمنزار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن میگیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی
تو چرا اینهمه دلتنگ شدی
باز کن پنجره ها را
و بهاران را
باور کن
]فریدون مشیری[

